تبليغاتX
پایگاه اطلاع رسانی فاطمیات

میلاد فرخنده و با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س) و هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر مبارک باد


 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در دوشنبه دوم خرداد 1390 ساعت 15:9 موضوع مناسبتها | لینک ثابت


چرا شیعیان فاطمه زهرا را معصوم می دانند؟( پاسخ به شبهات وهابيت)

سوال : با توجه به اينكه عصمت مختص به انبياء(عليهم السلام) مى باشد به چه دليل فاطمه زهرا را معصوم مى دانيد در حالى كه نه نبى است و نه امام؟

پاسخ :

در مورد این سوال باید به دو شبهه پاسخ گفت:

1ـ آيا مقام عصمت به پيامبر و ائمه اختصاص دارد؟ چرا؟

2ـ دليل عصمت فاطمه زهرا(عليها السلام) چيست؟

پاسخ سؤال اول:

ابتدا اين نكته را يادآور مى‌شويم كه مقام عصمت، به آدميان اختصاص ندارد، بلكه فرشتگان الهى نيز از اين منزلت والا برخوردارند. 

و در ميان انسانها نيز، علاوه بر پيامبران و امامان، عصمت فاطمه زهرا(عليها السلام) با ادله فراوان قابل اثبات است. چنانكه پيامبر گرامى اسلام، در حديثى كه شيعه و سنى آن را نقل كرده اند، مى‌فرمايد: (ان الله تبارك و تعالى يغضب لغضب فاطمة و يرضى لرضاها)۱

همانا خداوند تبارك و تعالى به خاطر خشم فاطمه، غضب مى كند و به سبب رضايتِ او خشنود مى‌گردد.

روشن است كه در صورتى مى‌توان خشم و غضب يك شخص را ملاك خشنودى و ناخشنودى خداوند دانست كه وى جز به اجراى فرمانهاى الهى نينديشد و نه تنها در عمل، بلكه در فكر و انديشه نيز معصوم باشد. در اين روايت، به صورت كلى، رضايت فاطمه(عليها السلام) محور خشنودى الهى قرار گرفته است. اين دليل بر عصمت آن حضرت است.

توضيح بيشتر در پاسخ سؤال دوم بيان خواهد شد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ساعت 17:7 موضوع شبهات و پرسش و پاسخ | لینک ثابت


آرزوى ترك دنیا بر زبان یادگار نبی اکرم (صلی الله علیه و آله)

در مورد آرزوى مرگ، در دل و جان دختر گرامى و با فضیلت پیامبر عالیقدر اسلام، بیان روشن و توضیحات مفید و روشنگرى توسط محدث اربلى، از علماى ارجمند قرن هفتم و صاحب «كشف‏الغمه فى معرفة الأئمه»  ارائه شده است كه بازگویى آن در بر دارنده ‏ى نكته‏‌هاست. از این رو شمه‏ اى از آن گفتار به صورت اختصار در اینجا نقل مى‏شود. وى مى‏گوید:

«طبیعت بشر بر حب ذات و علاقه به ادامه‌‏ى حیات خویش نهاده شده است. عموما بشر از مرگ گریزان و عاشق و علاقمند حیات و زندگى خویش است. انبیاى الهى هم با آن همه عظمت و جلالت قدر و فضیلت، باز از این قاعده مستثنى نیستند، و در این علاقه با عموم مردم شریك و یكسان‏‌اند. داستان حضرت آدم با آن همه طول عمر و مدت زندگى‏‌اش باز هم آرزوى حیات و ادامه‏‌ى زندگى را داشت و همیشه از خداوند متعال آرزوى عمر طولانى و زندگى بیشتر مى‏‌كرد، خود گواهى بر این حقیقت است.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ساعت 15:21 موضوع | لینک ثابت


به دنبال مزار مادر

بدون هیچ تردیدی پس از دفن شبانه و مخفیانه زهرا علیهاالسلام مزارش نیز پنهان داشته شد. اما چرا بایستی درشهر پیامبر مزار تنها دخترش که به فاصله کوتاهی از او به دیدار خدا شتافت مخفی بماند؟

چرا نباید آنگونه که شایسته مقام اوست انبوه مردم در عزای او و تشییع جنازه اش شرکت کنند و بر او نماز بگزارند و دفنش نمایند؟ آیا اینها بخاطر اجرای وصیت زهرا علیهاالسلام نبود؟

از این رو آن روزها کسی بدرستی جایگاه مزار فاطمه علیهاالسلام را نمی دانست و اگر کسی از علی علیه السلام سراغ مزار دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را می گرفت پاسخی جز سکوت درنمی یافت. سکوتی که در آن هزاران نکته اعتراض آمیز نهفته بود زیرا امام علی علیه السلام سعی در پنهان داشتن مزار زهرا علیهاالسلام داشت بدین خاطر جایگاه مزار فاطه را با زمین یکسان کرد آنگاه صورت هفت قبر (1) و یا چهل قبر در بقیع ترتیب داد و هنگامی که مردم به بقیع رفتند صورت چهل قبر را دیدند از این روشناخت مزار فاطمه علیهاالسلام بر آنان مشکل افتاد.(2)


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ساعت 8:21 موضوع مقالات | لینک ثابت


فاطمیه اول یا دوم ؟!

در مورد تعداد روزهایی که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قید حیات بوده اند در میان کتابهای تاریخی اختلاف وجود دارد. بعضی از مورخین مثل یعقوبی این زمان را چهل روز و کسانی مثل عایشه، دختر ابی بکر، این مدت را شش ماه و گروهی دیگر هشت ماه ذکر کرده اند.

اما در میان این اقوال، آن قولی که برای ما قابل اعتنا است روایات رسیده از ناحیه ائمه هدی علیهم السلام می باشد. به نقل مرحوم علامه مجلسی، مرحوم ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبین اینگونه اظهار نظر کرده: مدت زمان حیات فاطمه زهرا سلام الله علیها بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله مورد اختلاف قرار گرفته است، به طوری که کمترین زمان ذکر شده در این رابطه 40 روز و بیشترین زمان هشت ماه می باشد، اما آنچه نزد ما مسلم و مورد قبول است روایات رسیده از امام باقر علیه السلام است که حضرت می فرماید:«بدرستی که زمان رحلت صدیقه کبری سلام الله علیها سه ماه بعد از رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله بود».

همچنین مرحوم طبری شیعی در کتاب دلایل الامامه به سلسله اسناد خود روایاتی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت می فرماید:«حضرت صدیقه طاهره علیها السلام در ماه جمادی الاخر روز سه شنبه، سه روز از ماه گذشته در سال یازده هجری از دنیا رفتند».

این دو روایت مبنای مورد اتخاذ غالب علمای شیعه من جمله سید طاووس (ره) در کتاب شریف اقبال می باشد.

اما دسته دوم دیگری از روایات صحیحه هم این مدت را 75 روز ذکر کرده اند از جمله این روایات، روایت مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام است که حضرت می فرماید:«بدرستی که توقف فاطمه علیهاالسلام در این دنیا پس از پدر گرامیش 75 روز بود.»

این دسته از روایات هم مبنای نظر برخی از علمای شیعه از جمله مرحوم کلینی گردیده. البته ممکن است دلیل اختلاف در این دو دسته از روایات صحیحه رایج نبودن نقطه گذاری بر کلمات در زمان صدور روایات باشد. توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسه تسعون» موید این معنا است.

حساسیت های تأمل برانگیز

به تازگی از سوی عده ای پرسش های نزدیک به این مضمون مطرح می شود که: بالاخره ایام فاطمیه چند روز است؟ مگر حضرت صدیقه سلام الله علیها یک روز شهادت بیشتر دارند. این فاطمیه اول و دوم چیست؟


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در یکشنبه بیستم فروردین 1391 ساعت 15:28 موضوع مقالات | لینک ثابت


چرا با وجود حضرت علي(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟

چرا با وجود حضرت علي(ع)، فاطمه زهرا (س) پشت در رفت؟

طرح شبهه:

چگونه مى‌توان باور داشت كه با وجود علي (ع) در درون منزل،‌ همسر او براى باز كردن در خانه برود! چرا خود علي (ع) براى بازكردن در نرفت؟

نقد و بررسي:

أوّلاً: آن چه كه از برخى از روايات استفاده مى‏شود: حضرت فاطمه سلام الله عليها نزديك در ورودى منزل نشسته بود و با ديدن عمر و همراهان وى، در را به روى آنان بست.

مرحوم عياشى در تفسير، شيخ مفيد در الإختصاص و... نوشته‌اند:

قال: قال عمر قوموا بنا إليه فقام أبو بكر وعمر وعثمان وخالد بن الوليد و المغيرة بن شعبة وأبو عبيدة بن الجراح وسالم مولى أبي حذيفة وقنفذ وقمت معهم فلما انتهينا إلى الباب فرأتهم فاطمة صلوات الله عليها أغلقت الباب في وجوههم وهي لا تشك أن لا يدخل عليها إلا باذنها، فضرب عمر الباب برجله فكسره، وكان من سعف، ثم دخلوا فأخرجوا عليا ( عليه السلام ) ملببا....


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 ساعت 11:50 موضوع شبهات و پرسش و پاسخ | لینک ثابت


سؤال از اهل سنّت: بعد از پیامبر اکرم(ص) امام و پیشوای حضرت فاطمه(س) چه کسی بوده است؟

سؤال از اهل سنّت: بعد از پیامبر اکرم(ص) امام و پیشوای حضرت فاطمه(س) چه کسی بوده است؟

این سؤالی است که از بسیاری از به اصطلاح اندیشمندان اهل سنت پرسیده شده، و هنوز هیچیک جوابی به آن نداده‌‌اند. به راستی چه پاسخی دارند که بدهند؟

پاسخ این سؤال 3 گزینه بیشتر ندارد:

 اگر علمای اهل سنت بگویند حضرت فاطمه بعد از پیامبر(ص) پیشوایی نداشته است، که آنوقت با احادیثی که در منابع مهم و معتبر خود اهل سنت وجود دارد چه کنند؟ مانند دو کتاب صحیحین(صحیح بخاری و صحیح مسلم) مبنی بر اینکه: «مَنْ مَاتَ وَ لَیْسَ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ ماتَ مِیْتَةً جاهِلَّیِةً»(یعنی: هرکس باید بیعت پیشوایی را بر گردن داشته باشد و گرنه مرگش، مرگ جاهلیت است.(

منبع حدیث: صحیح مسلم، کتاب الاماره، باب وجوب ملازمة جماعة المسلمین عند ظهور الفتن و فی کل حال، حدیث ۱۸۵۱، ص۵۳۲، چاپ مصر، مکتبة عبادالرحمن.

در این صورت(نستجیر بالله) مرگ حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به مرگ جاهلیت بوده است!! و آیا می‌‌توانند این حرف را بزنند؟


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در یکشنبه بیست و چهارم مهر 1390 ساعت 10:0 موضوع شبهات و پرسش و پاسخ | لینک ثابت


اينكه به ما مي گويند كه حضرت فاطمه را الگو قرار دهيد و من در ذهن خود دچار شك شده ام و مي گويم چگونه

اينكه به ما مي گويند كه حضرت فاطمه را الگو قرار دهيد و من در ذهن خود دچار شك شده ام و مي گويم چگونه مي توانم آن حضرت را الگو قرار دهم در حالي كه او معصوم بود و تنها زن نمونه هستي بود . البته در بسياري از موارد من در زندگي ام الگويم آن حضرت بوده است ولي هر چقدر فكر مي كنم مي بينم كه من به غير از خودم چهار خواهر ديگر نيز دارم كه ازدواج نكرده اند و حتي خواهر بزرگترم با 30 سال سن هنوز در خانه پدري است در حالي كه آن حضرت به هيچ عنوان چنين مشكلي را نداشته اند در ثاني آنها در هر صورت مي توانستند با سعه صدري كه داشتند مشكلات خود را حل كنند اما من چطور؟


پاسخ:
خواهر محترم! منظور از الگو قرار دادن معصومين(علیه السّلام) اين است كه برنامه زندگي واخلاق و كردار و بينش و منش خود را هماهنگ و در راستاي اخلاق و رفتار و نوع باور و انديشه آنها قرار دهيم و سعي كنيم از مسير تعاليم و هدايت ها و خواست هاي آنها كه تنها راه رسيدن به سعادت واقعي و ابدي است منحرف نگرديم ولي هرگز به اين معنا نيست كه بايد در معرفت و تقوا و بندگي و عبادت خداوند و صفات انساني و اخلاق الهي همپايه و هم رتبه آنان باشيم چون اين براي ما امكان پذير نمي باشد و اوج معرفت و كمالات آنان اختصاص به خود آن بزرگواران دارد.

مهم اين است كه به اندازه اي كه در وسع ما و متناسب با دارايي و ظرفيت ماست به صفات و اخلاق آنها آراسته گرديم و به طناب محكم ولايت و ارادت و محبت آنان چنگ بزنيم و با آنان همراه و همگام باشيم ولي همراهي هرگز به معناي هم رتبه بودن نيست. مثلا دانش آموزي كه خوب درس مي خواند و خوب درس را فرا مي گيرد و اهل كوشش و تلاش است با استاد و معلمش همراه و در مسير اوست ولي مسلما هم رتبه او نمي باشد.

از ما خواسته اند كه چون آنان عفيف و بزرگوار و شكيبا و صبور و اهل گذشت و بخشش و كرم باشيم. بنده خدا باشيم و مطيع و پرهيزگار. به نماز و انجام واجبات دين ودوري از محرمات اهميت دهيم ولي بدون شك تمام اين امور متناسب با ظرفيت و توانايي ما است و هرگز خداوند بندگانش را بيش از طاقت و توانايي تكليف نمي كند و از آنها چيزي فوق قدرتشان نمي خواهد. توجه داشته باشيد كه مشكلات و گرفتاري هايي كه در زندگي انسان پيش مي آيد براي امتحان و آزمايش او و آبديده شدن در كوره بندگي خداوند و آمادگي براي درك بيشتر عنايت و الطاف خداوند است و به گفته روايات، خداوند به اندازه صبر و تحمل انسان او را مبتلا مي سازد و مورد آزمايش قرار مي دهد و بلاها و مصائب معصومين(علیه السّلام) نيز متناسب با مقام منيع و معرفت عميق آن پاكان بوده است. به هر حال جوهر انسان در كوره ابتلائات و دشواري ها بروز و ظهور مي يابد و عيار انسانيت و ايمان او را آشكار مي سازد. ما تعيين كننده نوع مشكل و آزمايش نمي باشيم، هر كس به نحوي بايد امتحان دهد و مشكل هر كس با ديگري تفاوت دارد ولي همه آنها در يك چيز مشتركند و آن استقامت و صبر و پايداري است كه سخت و تلخ است ولي ثمر و ميوه شيريني دارد.

امير مؤمنان(علیه السّلام) در نهج البلاغه مي فرمايد: «الا و ان لكل مأموم اماما يقتدي به و يستضيء بنور علمه، الا و ان امامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه، الا و انكم لا تقدرون علي ذلك ولكن اعينوني بورع و اجتهاد و عفه و سداد؛ آگاه باشيد كه هر رهروي رهبري دارد كه پيرو اوست و از نور دانش او روشني و فروغ مي گيرد. بدانيد كه پيشواي شما از دنيا به دو لباس كهنه و دو قرص نان بسنده كرده است. آگاه باشيد كه شما توان اين كار را ندرايد ولي مي توانيد با تقوا و تلاش و كوشش و عفت و كار و برنامه درست و استوار مرا ياري دهيد. به هر حال نامه شما حاكي از ايمان و پايداري شماست با ياري جستن از خداوند و توسل به دامن پاكان معصوم از خداوند سعادت و حسن عاقبت و ثبات قدم در راه او را طلب كنيد.
----------------------------------------------

منبع: نرم افزار معمای هستی


 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در شنبه بیست و سوم مهر 1390 ساعت 9:44 موضوع شبهات و پرسش و پاسخ | لینک ثابت


آیا در منطق صحابه، می‌توان از وفات حضرت زهرا‌‌علیهاالسّلام به عنوان شهادت یاد کرد؟

آیا در منطق صحابه، می‌توان از وفات حضرت زهرا‌‌علیهاالسّلام به عنوان شهادت یاد کرد؟

پاسخ:

شیعه بر اساس تعالیم مکتب اهل بیت‌علیهم‌السّلام معتقد است: حضرت زهرا‌علیهاالسّلام، در مسیر دفاع از امیرالمؤمنین‌علیه‌السّلام، توسّط مهاجمینی که به دستور خلیفه اوّل به خانه‌شان ـ جهت اخذ بیعت از امیرالمؤمنین‌علیه‌السّلام هجوم آورده بودند ـ به شدّت مضروب و مجروح شده و فرزند خود را سقط کرده و پس از مدّتی، در اثر بیماری ناشی از این صدمات از دنیا رفته‌اند.

حال اگر با منطق صحابه یا در نگاه علمای اهل سنّت، وفاتی مشابه با آنچه ترسیم شد، شهادت دانسته شود، بی‌شک، در منطق ایشان، می‌توان از درگذشتِ حضرت


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در دوشنبه هجدهم مهر 1390 ساعت 8:53 موضوع شبهات و پرسش و پاسخ | لینک ثابت


چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟

چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) از همسرش دفاع نكرد؟

طرح شبهه:

علي که شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى‌شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!
نقد و بررسي:

يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابي‌ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مى‌كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترين فرد زمان خود بود و...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ساعت 17:40 موضوع شبهات و پرسش و پاسخ | لینک ثابت


فاطمه(س) از بکائون خمسه

فاطمه(س) از بکائون خمسه


بکائون خمسه در کلام امام صادق(ع)

شیخ صدوق رحمه اللَّه در كتاب خصال، به سندش از امام صادق علیه السّلام روایت كرده: افرادى كه فوق العاده گریه كردند پنج نفر بودند: آدم، یعقوب، یوسف، فاطمه، دختر حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و على بن الحسین علیهم السّلام.
حضرت آدم از فراق بهشت به قدرى گریه كرد كه اثر اشك در دو گونه مباركش نظیر جوى باقى ماند.
حضرت یعقوب به قدرى از فراق یوسف گریه نمود كه چشمان خود را از دست داد و بدو گفتند: به خداوند سوگند یوسف را از خاطر نخواهى برد تا آنكه افسرده یا نابود گردى.
حضرت یوسف به قدرى براى پدرش یعقوب گریست كه اهل زندان ناراحت شدند و به وى گفتند: یا باید شب گریان و روز ساكت شوى و یا اینكه روز گریان و شب ساكت باشى.
یوسف با یكى از پیشنهادهاى ایشان موافقت نمود.
حضرت فاطمه (س) در فراق پیغمبر به قدرى گریه كرد كه اهل مدینه خسته و ناراحت شده به او گفتند: تو به واسطه كثرت گریه‏ات ما را اذیّت مى‏كنى. لذا حضرت زهرا(س) از مدینه خارج و به سوى قبر شهدا مى‏رفت، وقتى ناراحتی هاى قلبى خود را با گریستن خالى مى‏كرد به سوى مدینه باز مى‏گشت.
حضرت على بن الحسین علیهما السّلام مدت بیست یا چهل سال بر حضرت حسین گریست. هیچ غذایى در مقابل آن حضرت نمى‏گذاشتند مگر اینكه گریان مى‏شد.
كار آن حضرت به جایى رسید كه یكى از غلامانش به وى گفت: اى پسر رسول خدا! فداى تو شوم، من مى‏ترسم تو خود را (به واسطه كثرت گریه) هلاك نمایى! فرمود: چاره‏اى نیست جز اینكه از غم و اندوه خود به خداوند شكایت كنم. من چیزهایى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانید. من یادآور قتلگاه فرزندان فاطمه علیها السّلام نمى‏شوم مگر اینكه گریه راه گلویم را مسدود مى‏كند.

متن عربی حدیث:
ابْنُ الْوَلِیدِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ ابْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُهَیْلٍ الْبَحْرَانِیِّ یَرْفَعُهُ إِلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ ع قَالَ الْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ یَعْقُوبُ وَ یُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع فَأَمَّا آدَمُ فَبَكَى عَلَى الْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِی خَدَّیْهِ أَمْثَالُ الْأَوْدِیَةِ وَ أَمَّا یَعْقُوبُ فَبَكَى عَلَى یُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِیلَ لَهُ تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِینَ وَ أَمَّا یُوسُفُ فَبَكَى عَلَى یَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ السِّجْنِ فَقَالُوا لَهُ إِمَّا أَنْ تَبْكِیَ بِاللَّیْلِ وَ تَسْكُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْكِیَ بِالنَّهَارِ وَ تَسْكُتَ بِاللَّیْلِ فَصَالَحَهُمْ عَلَى وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا وَ أَمَّا فَاطِمَةُ فَبَكَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ الْمَدِینَةِ فَقَالُوا لَهَا قَدْ آذَیْتِینَا بِكَثْرَةِ بُكَائِكِ فَكَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى الْمَقَابِرِ مَقَابِرِ الشُّهَدَاءِ فَتَبْكِی حَتَّى تَقْضِیَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ وَ أَمَّا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ فَبَكَى عَلَى الْحُسَیْنِ ع عِشْرِینَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِینَ سَنَةً -تردید از راوی است- مَا وُضِعَ بَیْنَ یَدَیْهِ طَعَامٌ إِلَّا بَكَى حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِینَ‏الَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّی وَ حُزْنِی إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ إِنِّی لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِی فَاطِمَةَ إِلَّا خَنَقَتْنِی لِذَلِكَ عَبْرَةٌ.(1)
------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. كتاب خصال، ج 1 ص 272 و 273 شماره 15.


 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390 ساعت 17:51 موضوع مقالات | لینک ثابت


استشهاد به آيات قرآن، در كلام حضرت زهرا عليهاالسلام

استشهاد به آيات قرآن، در كلام حضرت زهرا عليهاالسلام

چكيده

بانوى نمونه اسلام، فاطمه زهرا عليهاالسلام ، از آن جا كه حافظ قرآن بودند و بر معارف قرآن تسلّط كامل داشتند، در سخنانشان به اقتضاى كلام و در جاى مناسب به آيات قرآن استشهاد نموده اند. در دفاع از ولايت حضرت على عليه السلام در اثبات مالكيّت خود بر فدك و همچنين در موعظه ها و دعاهاى خويش، آيات قرآن را تلاوت نموده اند.

گاه آيات را در اثبات كلام خود تلاوت نموده اند و گاه مفهوم التزامى آيه را در نظر داشته اند و گاه به ظاهر آيه احتجاج نموده اند.

سخنان حضرت زهرا عليهاالسلام به خاطر انس فوق العاده ايشان با قرآن، بسيار تحت تأثير قرآن است. لذا در كلام ايشان، عبارات و تعابير قرآنى نيز بدون آن كه آيه خاصّى در كلامشان تلاوت شود، مشاهده مى شود.

در اين مقاله فقط به استشهادات قرآنى صدّيقه طاهره عليهاالسلام ، كه به منظور معرّفى خويش و ترغيب مسلمانان به پاسدارى از دين و سفارش به تقوى تلاوت كرده اند، اشاره شده است.

كليد واژه ها:

قرآن، اسلام، پيامبراسلام صلى الله عليه و آله ، حضرت زهرا عليهاالسلام ، تقوى، صبر، غذاى بهشتى


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390 ساعت 9:1 موضوع مقالات | لینک ثابت


روز انتقام گرفتن, حضرت صاحب (عج) مي آيد تا انتقام سيلي مادرش را بگيرد؟

پرسش : اميرالمؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايند: « روز انتقام گرفتن از ظالم، سخت تر از روز ستم بر مظلوم است »، با اين وجود چگونه است كه حضرت صاحب (عج) مي آيد تا انتقام سيلي مادرش را بگيرد ؟

پاسخ :

آنچه از قرآن و روايات، بر مي آيد، اينست كه ظلم و ستم، براي انسان پشيماني به بار مي آورد و روز قيامت براي ظالم، سخت تر است تا روز ستم بر مظلوم، چرا كه موقع مجازات و انتقام مي باشد.

ابن ابي الحديد، شارح نهج البلاغه در شرح اين روايت، اينطور مي گويد: «چون آن روز، روز جزاء كلّي و انتقام بزرگ است. نهايت كاري كه ظالم در دنيا مي تواند انجام دهد، كشتن ديگري است آن هم يكبار، و بعد از كشتن، ديگر نمي تواند ألم و آزار ديگري به او برساند، امّا در روز جزاء،‌ظالم نمي ميرد تا راحت شود، بلكه عذاب او دائم و پي در پي است».[1]


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در سه شنبه یکم شهریور 1390 ساعت 14:33 موضوع شبهات و پرسش و پاسخ | لینک ثابت


علي از فاطمه مظلوم‎تر بود

وجودم نخل از غم بارور بود
تمام حاصلم خون جگر بود

ز هر شاخه هزاران ميوه دادم
همانا پاسخم نيش تبر بود

دلم از طفل بر پستان مادر
به ديدار اجل مشتاق‎تر بود

اگر چه شاخه‎هايم را شکستند
به هر شاخه هزارانم ثمر بود

چه باک از تيغ زهرآلود دشمن
علي يک عمر در کام خطر بود

هزاران زخم در دل داشتم من
که بس کاري‎تر اين زخم سر بود

به جان فاطمه آنکه مرا کشت
نه تيغ ابن ملجم، ميخ در بود

هزاران استخوان بودم گلوگير
هزاران نيش خارم در بصر بود

به هر اهم هزاران زخم فرياد
به هر زخمم هزارن نيشتر بود

تو اي قاتل مرا کشتي نگفتي
علي يک عمر غمخوار بشر بود

زدي شمشير بر فرق امامي
که حتي مهربان‎تر از پدر بود

به اشک و خون دل بنويس "ميثم"
علي از فاطمه مظلوم‎تر بود


 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 13:59 موضوع اشعار فاطمی | لینک ثابت


انفاق قرآنی ، انفاق فاطمی

انفاق قرآنی ، انفاق فاطمی
اشاره
یکی از معارف حیات‌بخش قرآن، مسئله انفاق است که از یک سو راهکاری برای برطرف کردن فاصله طبقاتی و از بین بردن فقر از جامعه می‌باشد و از سوی دیگر دستور العملی برای خودسازی و تزکیه نفس در راه تکامل روح آدمی. در این نوشتار،

موضوع انفاق از منظر قرآن کریم و در آیینه زندگانی سرور زنان عالم، فاطمه زهرا(س) بررسی می‌شود که خود فرمود: «از دنیای شما سه چیز محبوب من است: ۱٫ تلاوت قرآن؛ ۲٫ نگاه به چهرة رسول خدا(ص)؛ ۳٫ انفاق در راه خدا.»۱

انفاق و فاصله طبقاتی

از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین معضلات اجتماعی که همواره دامنگیر انسان بوده و امروزه با وجود پیشرفت‌های علمی و صنعتی، آدمیان را بیشتر گرفتار خویش ساخته، مشکل فاصله طبقاتی و شکاف زیاد بین فقیر و غنی است و بدیهی است جامعه‌ای که در آن، بخش عظیمی از ثروت در دست عدّه قلیلی باشد و اکثریت از تهیه لوازم اولیه و ضروری زندگی ناتوان باشند، قابل دوام نخواهد بود و هرگز روی سعادت و خوشبختی را نخواهد دید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 15:5 موضوع مقالات | لینک ثابت


حضرت فاطمه سلام الله علیها را بهتر بشناسیم

مقدمه

زهرا (ع) كوثر خداست. ليله القدر خداست. جلوه ي جمال خداست و تفسير جلال خدا زهرا (ع) ادامه رسول است و همتاي علي حضرت زهرا (ع) در رأس تمام بانوان اسلام قرار دارد زيرا او تنها بانويي است كه پدرش معصوم‏ ، شوهرش معصوم و خودش نيز معصوم بوده است محيط پرورش و زندگي حضرت زهرا (ع) محيط عصمت و طهارت بوده است اوست كه معرف نهايت كمال زن است و اوج عروج يك انسان چشمه ي غدير در باغ دستان پرتوان او به بلوغي رسيد و غديريان از دامان عصمت او به رويشي رسيدند.

كودكي خويش را در خانه شخص اول اسلام يعني پيغمبر برگزيده اي كه تحت تربيت مستقيم پروردگار جهان قرارداشت طي كرد. دوران خانه داري و بچه داري را در خانه دومين شخصيت ممتاز اسلام يعني علي بن ابي طالب (ع) گذراند در اين دوران كوتاه دو پسر معصوم يعني حسن (ع) و حسين (ع) را تربيت كرد و دو دختر شجاع و فداكار مانند زينب و ام كلثوم به جامعه ي تحويل داد.

اما آيا مي شود آن را كه آسمان و خورشيد و ماه‏، وسعت ها نور و زيبايي را اقاقي ها عطر را، كبوتران پرواز را و چشمه ها طهارت را از او به عاريت گرفته اند و به تحليل نشست؟



ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ساعت 9:3 موضوع زندگینامه حضرت زهرا (س) | لینک ثابت


آيا مرحوم كاشف الغطاء (ره) و آيت الله خوئي (ره)، منكر شهادت حضرت زهرا (س) بودند؟

طرح شبهه:

از آيه الله خوئى پرسيده شد: که آيا روايت شکسته شدن پهلوى زهرا (عليها السلام) صحيح است؟ در پاسخ گفت: طبق رأى مشهور ميان علماء صحيح نيست.

صراط النجاه، ج 3، ص 314.

نقد و بررسي:

با مراجعه به كتاب مورد نظر و مطالعه پرسش و پاسخ مطرح شده در آن، رسوائى مطرح كنندگان چنين شبهاتى بيش از پيش روشن خواهد شد و اصل كلام آيت الله العظمى خوئى بهترين پاسخ به چنين افترائات است؛ از اين رو، ما اصل كلام مرحوم آيت الله العظمى خويى را در اين جا نقل مى‌كنيم تا وجدان‌هاى بيدار داورى كنند كه عالمان اهل تسنن چگونه افكار مردم و عوام خود را به بازى گرفته‌اند تا به مقصودشان كه همان در نادانى ماندن آنان است، برسند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط قاسم عباسی در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 ساعت 6:0 موضوع شبهات و پرسش و پاسخ | لینک ثابت